كليساي جامع در سيينا. از سوي ديگر، كليساي جامع ميلان پس از طاعون آغاز شد (1386) و ميتوان آن را يادگار ايمان احيا شده دانست1 ظاهراً طاعون موجب شكستي در سنّت توليد شيشهٴ مينايي شد.
يكي از پيامدهاي نهفتهٴ طاعون اين امر بود كه بسياري از مردم ترس خرافي خود را با ضديهودي بودن درآميختند. آنان را به مسموم ساختن چاههاي آب براي نابودي مسيحيان متهم ساختند و موجب بدبختيهاي عمومي خويش دانستند. اين فريب هولناك در اروپاي مركزي بهويژه آلمان سخت شايع شد. در برخي موارد با تهمت كهنهٴ خونخواري در هم آميخت.2 درهرحال، موجب يا بهانهاي براي تعقيب و آزار يهوديان بود. تعداد زيادي از آنان كشته شدند و اموالشان غارت يا نابود شد. در اواخر سدهٴ پانزدهم در سراسر آلمان تنها سه جامعهٴ يهودي مهم باقي مانده بود. ذكر همهٴ اين حوادث هولناك، كه حتي در آلمان تا روزگار ما همتايي نداشت، ضرورتي ندارد.
بهتر است براي عطف توجه خواننده از آن جنايات ناگفتني، نظر او را به شهامتي جلب كنيم كه پاپ كلمنس ششم نشان داد. او در آن هنگام در آوينيون اقامت داشت (از سال 1342 تا 1352 پاپ بود) و بياعتنايي خود را به اتهام عليه يهوديان نشان داد، چون بيماري بيتوجه به حضور يا غيبت آنان، در همه جا شيوع مييافت و او آنان را تحت حمايت خود گرفت. او همچنين حاضر به تعقيب راهبان نشد، كه كشيشان بر موفقيتشان رشك ميبردند و خواهان جلوگيري از كارشان بودند.
در مورد ساير طاعونها (جنوا 1542 ـ 1545، ميلان 1630) افرادي، الزاماً نه از يهوديان، متهم به انتشار عمدي بيماري بهوسيلهٴ روغنها شدند. ماجراي غمانگيز سال 1630 را در